بعضی ها دوست دارند خودشان قهرمان داستان زندگیشان باشند. آن ها آدم های موفقی هستند که به هر قیمتی ، داستان را مطابق میلشان عوض می کنند و جلو می روند. رنج می کشند، اما از آن مثل صیقل روح استفاده می کنند،نه وزنه ای به پا برای در جا زدن.
ولی بعضی ترجیح می دهند که سیاهی لشکر داستان زندگیشان باشند. برای همین در مسیر زندگی،جا به جا، قهرمان های مختلف پیدا می شوند و زندگی آن ها را نقش می زنند و معلوم است که وقتی آدم سیاهی لشکر باشد، باید به فرمان قهرمان ها گردن بنهد و تسلیم شرایط باشد و همین باعث می شود که مرارت و رنج این ها بیش از دیگران باشد...
اگر آدم ها ، تمام سعی شان را بکنند که به جای سیاهی لشکر، قهرمان اصلی زندگیشان باشند، تمام داستان ها ، اگرچه با سختی و رنج و فراز و نشیب، اما بدون شک پایانی دلنشین خواهد داشت که کمترین حسن آن این است که دیگر الاقل آدم از خودش گله ای ندارد...
"دالان بهشت ـ نازی صفوی"
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 13:9 توسط گل مینا
|
سلام