.. یا حسین (ع)..

 

باز در جان جهان یکسره غوغاست حسین

 

این چه شوری است که از یاد تو برپاست حسین؟

 

این چه رازی است که صد شعله فرو مرد و هنوز

روشن از داغ تو ظلمت‏ کده ماست حسین؟

تا قیامت نرود نقش تو از لوح ضمیر

حیرتم کُشت، بگو این چه معماست حسین؟

دیوار

پرچین به زیبایی هیچ چیز صدمه نمی زند اما... دیوار همه چیز را کور می کند...

نرده های خانه رفته اند٬ باغچه ی کور از بینایی زنگ مدد می خواهد. باغچه دیگر از نگاه عابر چیزی نمی پرسد. او تحسین رهگذر را در جلای آبخوردگی خود از یاد برده است.

رنگ ها در اسارت دیوار می نشینند و به زنگ گوش می دهند...