لحظه خوف آور انتخاب، لحظه آزمون اراده ی تاریخ است...

تاریخ هر عصر، در کدام عصر نوشته می شود؟

تاریخ آیا می تواند دست به جعل شخصیت بزند؟

آی...زرگر بی مروت تاریخ! محکت را کدام گوری پنهان کرده ای؟ ما طالب طلای خالصیم و عیاری می جوییم...

" بدبخت آن کسی که از درون تاریکی و از میان رختخواب نرم بیرون می آید تا خلق را رهبری کند، و بدبخت تر آنها که چنین کسی را بعنوان رهبر و بزرگتر خود می پذیرند."

قرن هاست که ما ، ملت فردا هستیم. در زندگی غم انگیزمان ، امروز نداریم، و همه چیزمان شده: انشاءاله درست خواهد شد. اما از شما می پرسم ،آیا خدا سرنوشت ملتی راکه به راستی خواهان تغییر نباشند و قدم در راه تغییر نگذارند، تغییر خواهد داد؟!

حرفهایم را ساده و خالصانه می گویم:

ما تو را -از میان خودمان- بر می گزینیم و به تو مجال خدمت و حرکت می دهیم، چراکه حدود لیاقت ها فقط در عمل مشخص میشود. آسان قضاوتت نمی کنیم. جریان را داوری می کنیم نه لحظه را و نه تو را.

اینک،باز، دفتر گذشته ها را می بندیم و دل به آینده می سپاریم. به آینده یی که در دستان تو به امانت گذاشته ایم. ببینیم چه می کنی؟با آینده مان ، با اعتمادمان و با باورمان. اما بدان هرگز کورکورانه به دنبالت راه نخواهیم افتاد.از فراز قله ها، از ته دره ها، از روبرو، از پشت سر، از هرسو هوشیارانه تو را نظاره خواهیم کرد،تا اگر کمک خواستی، یاری ات کنیم و اگر پشت پا بزنی به ایمان و باورمان...

من می گویم تاریخ قدرت جعل باورها را ندارد. تاریخ توانایی سرپوش گذاشتن بر فیلم عروسک گردان ها را ندارد.نکند امیدمان را به بازی بگیری.تاریخ ،اگر، با حکومت هاست، زمان، اما، با ماست. زمان تاریخ را بر ملا خواهد کرد.

پس چنان بمان ، چنان بایست و چنان امانت داری کن که در لحظه ی افشاگری زمان، ما و صداقت،هردو، سپاسگذار تو باشیم...